قرارگاه شهید کازرونی در 15 کیلومتری جاده اهواز- خرمشهر، به عنوان سی و یکمین اثر ملی دفاع مقدّسِ ایران ثبت تاریخی و ملّی شده است.

هر بار که توفیق زیارت مناطق جنگی جنوب کشور نصیبمان شده، در اولین اقدام و جهت سکونت، ما را به قرارگاه شهید کازرونی برده اند.
در اولین ورود و دیدار، حسّ آشنایی، تو را به میهمانی شهدا فرا می خواند. قبل از رسیدن و استقرار، راوی از حرمت و عظمت این مکان سخن ها گفته بود ولی برای ما سخت بود که در مغز خود بگنجانیم که اینجا هم می تواند قطعه ای از بهشت باشد.
اینجا محل قرار ملاقات ملائکه با جمعی از بهترین مخلوقات زمانه بود.
کاغذم را متبرک می کنم و از شهدای گرانقدری همچون میرحسینی، تاجیک، زنگی آبادی، سلیمانی، زندی، ماهانی، مغفوری، یزدانی، خیامی، پایدار، محمدی پور، دریجانی و ...... یاد می کنم که مطالعۀ خاطرات و زندگی آن ها تفسیر عینی واژه های مقدسی چون اخلاص، ایمان، ولایتمداری، ایثار، فداکاری، مناجات، صداقت و مردانگی است.

اینان با حضور خود در هشت سال دفاع مقدس به این مکان ارزش و اعتبار بخشیدند و خاک آن را از دیگر خاک ها متمایز نمودند.
قرارگاهی که به نام یکی از شهدای لشکر ثارالله نامگذاری شده، محل نزول فرشتگانی بود که برای گلچین کردن عزیزترین انسان ها، بال می گستراندند.
وجب به وجب این خاک بوی عطر شهدا را زنده     می کند و یادشان بر لوح دیوارهای حسینیه و سوله ها حک شده است.
اگر می خواهید با این مکان بیشتر آشنا شوید و از حضور خود در آن لذت ببرید، پای خاطرات راویان و بازماندگان دوران دفاع مقدس بنشینید تا برایتان از مناجات های شبانه، ورود و خروج گردان ها و نیروها بگویند و هزاران شاهنامه را شرمنده کنند.
در یک سفر که توفیق حضور در این مکان نصیب گردید، دیدم که راوی سر بر دیوار یکی از سوله ها نهاده و به یاد آن روزهای سرشار از حماسه و غرور و به یاد شهدایی که زمانی بهترین لحظات را در کنارشان سپری کرده بود، بی امان اشک می ریزد و بی تابی می کند.
این مکان ها باید بمانند تا ما فراموش نکنیم از کجا به این جا رسیدیم. اینجا مدرسه، دانشگاه و حوزۀ علمیّۀ رزمندگانی بود که عاشقانه و مشتاقانه در آن پا می نهادند.
قرارگاه شهید کازرونی بوی بهشت می دهد و با حضور کاروان های راهیان نور، صفای آن صد چندان می گردد.
یک زمانی اینجا محل قرارِ نیروهای ولایی بود که جان برکف، برای لبیک به امام(ره)، سر از پا نشناخته خود را به صفوف یاران رساندند و امروز همۀ ایران قرارگاه عاشقان ولایت و شیفتگان امام خامنه ای است.
در نزدیکی اهواز، روستای دُبِ حَردان قرار دارد که آخرین محل پیش‌رویِ نیروهای عراقی و محل استقرار توپخانه شان بود؛
روستایی که با خاک یک سان شد. در فاصله ی بین این روستا و پل نورد، منطقه‌ای وسیع وجود دارد که رزمندگان لشکرثارالله پس از عملیات رمضان در آن جا مستقر شدند.
قرارگاهی که خشت خشتِ آن را خودشان روی هم گذاشتند و حاصل آن، هجده سوله‌ی بزرگ برای استقرار گردان‌ها شد و یک حسینیه ی عظیم که امروز نام شهداء را بر خود گرفته است.
قرارگاه بزرگ شهید کازرونی که امروز محل اسکان زائران کربلای ایران است، سال‌ها شاهد مناجات و عبادت رزمندگان بوده است.
هنوز صدای غم گرفته‌ی شهداء از حسینیه‌اش به گوش می‌رسد. هنوز فرمانِ فرماندهان توی محوطه‌اش می‌پیچد و هنوز صوتِ محزون رزمنده‌ها در گوشه گوشه‌اش وجود دارد.
هنوز میدان صبح گاهِ قرارگاه، رجزخوانی بسیجی‌ها را از یاد نبرده و هنوز بسیجی‌ها دارند در مدرسه‌ی آن، مشقِ عشق می‌نگارند و هنوز...
هنوز بسیجی ها درآن هستند؛ هنوز قرارگاه زنده است.
قرارگاه شهید کازرونی به عنوان سی و یکمین اثر ملی دفاع مقدّسِ ایران ثبت تاریخی و ملّی شده است.